یکصد و چهل و پنجمین برنامه‌ی رادیویی این‌جا مونترال، عصر یک‌شنبه با تهیه و اجرای مهدی مرعشی

اولین برنامه‌ی ما در سال 1395 خورشیدی با شعری به نام «ما دیوار بودیم» سروده‌ی محمد تنگستانی و از کتاب «امیر زهرا» به‌روز می‌شود که در نشر اچ اند اس مدیا به چاپ رسیده. در ادامه بخشی از رمان «و دیگران» را می‌شنویم نوشته‌ی محبوبه میرقدیری، چاپ انتشارات روشنگران و مطالعات زنان و آتوسا اخوان هم در بخش «روی پرده‌ی نقره‌ای» با ما از فیلم‌های مطرحی خواهد گفت که این روزها در سینماهای مونترال روی پرده است. «بتمن علیه سوپرمن: طلوع عدالت» موضوع این بخش برنامه است.

و اما درباره‌ی کتاب «و دیگران»:

داستان «و دیگران» حکایتی است از آن سوی دیوار، آن طرف قراردادها و سعی می‌کند به جهان آدم‌هایی نقب بزند که در قضاوت دیگران همیشه نقش بد قصه به آنها تعلق می‌گیرد، برای همین هم می‌شود آنها را با همین نام خطاب کرد: «دیگران». راوی این رمان زنی است که سال‌ها دل در گرو عشق مردی دارد که همسری به نام زینت و دو فرزند به نام‌های بهار و بابک (یا رضا) دارد. آغاز رمان درست زمانی هست که راوی برای خارج کردن رحم خود در بیمارستان است و بهار فرزند زینت هم در همان بیمارستان برای زایمان بستری است. مرد مرده و راوی، با بدنی که قدرت زایش خود را برای همیشه از دست داده زنانی را می‌بیند که می‌زایند و زندگی را تکثیر می‌کنند. مرد اما شخصیت غایب داستان است. نامی از او نیست. سال‌ها پیش از سر خیرخواهی و به قول خودش مردانگی با زینت که ده سال از او بزرگتر بوده ازدواج کرده و بعد هم رابطه‌ای مخفی را با راوی آغاز کرده. حضورش در این‌جا فقط بهانه‌ای است برای این‌که ما این بار از زاویه‌ی راوی که در زبان عامیانه در نقش هوو ظاهر می‌شود به قضیه نگاه کنیم. همراه شدن با «دیگران»ی که نویسنده داستان آنها را می‌نویسد گونه‌ای جدا شدن از قضاوت‌های روزمره و رفتن به دنیای آدم‌هایی است که تمام زندگی آنها را گاه در یک عنوان، یک برچسب و یک نقش خلاصه می‌کنیم. و این دیگران الزاماً قضاوت‌کنندگان نیستند، شاید همان قضاوت‌شوندگان هستند.

رمان «و دیگران» در سال 1385 در انتشارات: روشنگران و مطالعات زنان منتشر شده و در همان سال جایزه‌ی مهرگان ادب را دریافت کرده.

و اما نویسنده‌ی کتاب خانم محبوبه میرقدیری در اراک به دنیا آمده، اولین داستانش در مجله آدینه چاپ شده به نام «تنهایی‌های نسا» و اولین کتابش مجموعه‌داستان «شناس» در سال 1378 منتشر شده. بعد از آن هم به ترتیب رمان‌های «پولک سرخ»، «خانه‌ی آرا»، مجموعه‌داستان «روی لبهاشان خنده بود»، رمان «و دیگران» و مجموعه داستان «یک شب دیگر» از او به چاپ رسیده. از خانم میرقدیری یک مجموعه قصه‌های عامیانه به نام «ابریشم هفت رنگ» و یک رمان هم به نام «حاشیه‌ی باغ متروک» به منتشر شده و دو مجموعه شعر هم آماده‌ی چاپ دارد.

پیروز باشید

.

Advertisements